ترجمه "psychic" به فارسی

روانی, روحی, فرامادی بهترین ترجمه های "psychic" به فارسی هستند.

psychic adjective noun دستور زبان

A person who possesses, or appears to possess, extra-sensory abilities such as precognition, clairvoyance and telepathy, or who appears to be susceptible to paranormal or supernatural influence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روانی

    adjective noun

    But the psychical research had started them off again.

    اما کند و کاو روانی باز هم این چیزها را در ذهنش به جوش آورد.

  • روحی

    adjective

    Come in today for a tarot card and psychic reading.

    امروز برای مطلعه ی روحی و ذهنی و کارت های تاروت بیاین پیش من

  • فرامادی

  • ترجمه های کمتر

    • غیبی
    • دماغی
    • دارای علم غیب
    • فرا جهان بین
    • فرا جهانی (psychical هم می گویند)
    • فرا روان بین
    • فرا روان شناختی
    • فرا روانی
    • ماورای طبیعی
    • وابسته به روان
    • وسیله ی فرا روان بینی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " psychic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "psychic" با ترجمه به فارسی

  • دانش قوا و کارهای ذهنی · روان شناسی · معرفت الروح · معرفت النفس
  • شغل راحت
  • اسیب · زخم
  • ذهنی · روانی · روحی · وابسته بجان یا زندگی حیوانی انسان
اضافه کردن

ترجمه های "psychic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه