ترجمه "psychical" به فارسی
روانی, ذهنی, روحی بهترین ترجمه های "psychical" به فارسی هستند.
psychical
adjective
دستور زبان
Performed by the mind; mental. [..]
-
روانی
adjective nounBut the psychical research had started them off again.
اما کند و کاو روانی باز هم این چیزها را در ذهنش به جوش آورد.
-
ذهنی
You're not the only person I have a psychic connection to.
تو تنها کسی نیستی که من باهاش ارتباط ذهنی دارم
-
روحی
adjective -
وابسته بجان یا زندگی حیوانی انسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " psychical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "psychical" با ترجمه به فارسی
-
دانش قوا و کارهای ذهنی · روان شناسی · معرفت الروح · معرفت النفس
-
شغل راحت
-
اسیب · زخم
-
دارای علم غیب · دماغی · روانی · روحی · غیبی · فرا جهان بین · فرا جهانی (psychical هم می گویند) · فرا روان بین · فرا روان شناختی · فرا روانی · فرامادی · ماورای طبیعی · وابسته به روان · وسیله ی فرا روان بینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن