ترجمه "pucker" به فارسی

چروک, چین, کیس بهترین ترجمه های "pucker" به فارسی هستند.

pucker verb noun دستور زبان

To pinch or wrinkle; to squeeze inwardly, to dimple or fold. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چروک

    noun
  • چین

    noun proper

    Sadness passed through her clear eyes and brought the pucker back between them.

    چشمهای شفافش غم زده شد و چین بین ابروهایش باز گشت.

  • کیس

  • ترجمه های کمتر

    • انجوخیدن
    • چروکاندن
    • چروکیدن
    • چروکیدگی
    • (لب را) غنچه کردن یا شدن
    • (کاشانی) لنج ورچیدن
    • جمعیت و ازدحام
    • لب ورچیدن
    • پارچه ی چین دار (به طور عمدی)
    • چروکیده کردن
    • چین خوردن
    • کیس دار شدن یا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pucker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pucker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه