ترجمه "pudding" به فارسی

پودینگ, دسر, شيرينی بهترین ترجمه های "pudding" به فارسی هستند.

pudding noun دستور زبان

(originally) A sausage made primarily from blood. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پودینگ

    boiled or steamed cake or dessert [..]

    Then, I went without my dinner, or bought a roll or a slice of pudding.

    در نتیجه بایستی از خوردن ناهار صرفنظر میکردم یا کمی پودینگ میخریدم و با آن سد جوع میکردم.

  • دسر

    noun

    Y-You get yourself all excited for pudding, and here comes a cake with raisins in it.

    براي خوردن دسر هيجان زده ميشي ، اما بعدش برات کيکي ميارن که توش کشمش داره.

  • شيرينی

  • ترجمه های کمتر

    • (اسکاتلند) سوسیس
    • (انگلیس) پس خوراک
    • (خوراکی شیرین) پودینگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pudding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pudding"

عباراتی شبیه به "pudding" با ترجمه به فارسی

  • گول، پخمه،کودن؛ کم عقل؛ کندفهم؛ کم هوش. بی خرد
  • کیک پوشیده از شیره ی غلیظ
  • (خوراک) پودینگ کشمش
  • شیربرنج
  • (امریکا) حلیم آرد ذرت · (انگلیس) حلیم آرد گندم یا جو دو سر
  • pud
    (مخفف) رجوع شود به pudding
  • سوسیس خون
  • ابله · حوله داغ
اضافه کردن

ترجمه های "pudding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه