ترجمه "pulsometer" به فارسی
(تلمبه ی بی پیستون) مکینه, تلمبه ی بخار, تلمبه ی مکنده بهترین ترجمه های "pulsometer" به فارسی هستند.
pulsometer
noun
دستور زبان
A vacuum pump or hydrotrope. [..]
-
(تلمبه ی بی پیستون) مکینه
-
تلمبه ی بخار
-
تلمبه ی مکنده
-
رجوع شود به pulsimeter
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pulsometer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن