ترجمه "Pulsing" به فارسی
دسته بندی, ارتعاشات, تپش بهترین ترجمه های "Pulsing" به فارسی هستند.
Pulsing
-
دسته بندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pulsing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pulsing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of pulse. [..]
-
ارتعاشات
noun -
تپش
nounAs I add to the cluster, more lights pulse.
هرچه تکههای بیشتری را به این توده اضافه میکنم، لکههای بیشتری به تپش در میآیند.
عباراتی شبیه به "Pulsing" با ترجمه به فارسی
-
محصولات غلهاي · نیامکدارهای غلهای
-
مدولاسیون کد پالس
-
تپش زا
-
نبض گرفتن، گرفتن نبض
-
(فیزیک) وهیرش تپ · تپ وهیرش · مدولاسیون پالس
-
مدولاسیون عرض پالس
-
تپشی · زنشی · ضربانی · لرزشی · نبضی · پکشی
-
تپ رادار · رادار تپی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن