ترجمه "pulsative" به فارسی
تپشی, زنشی, ضربانی بهترین ترجمه های "pulsative" به فارسی هستند.
pulsative
adjective
دستور زبان
beating; throbbing
-
تپشی
-
زنشی
-
ضربانی
The warmth of his body heat beat against me with each pulse of his heart.
گرمای بدنش با هر تپش قلبش ضربانی را در من به وجود میآورد.
-
ترجمه های کمتر
- لرزشی
- نبضی
- پکشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pulsative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pulsative" با ترجمه به فارسی
-
محصولات غلهاي · نیامکدارهای غلهای
-
مدولاسیون کد پالس
-
دسته بندی
-
تپش زا
-
نبض گرفتن، گرفتن نبض
-
(فیزیک) وهیرش تپ · تپ وهیرش · مدولاسیون پالس
-
مدولاسیون عرض پالس
-
تپ رادار · رادار تپی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن