ترجمه "pulsatory" به فارسی

ارتعاشی, تپشی, ضربانی بهترین ترجمه های "pulsatory" به فارسی هستند.

pulsatory adjective دستور زبان

Consisting of pulses; rhythmic [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارتعاشی

  • تپشی

  • ضربانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pulsatory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pulsatory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه