ترجمه "pulsator" به فارسی
تپشگر, لرزانه, دستگاه لرزنده یا مرتعش (مثلا برای ماساژدادن) بهترین ترجمه های "pulsator" به فارسی هستند.
pulsator
noun
دستور زبان
(astronomy) Any pulsating astronomical object [..]
-
تپشگر
-
لرزانه
-
دستگاه لرزنده یا مرتعش (مثلا برای ماساژدادن)
-
ترجمه های کمتر
- شیر دوش
- ماشین شیر دوشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pulsator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن