ترجمه "pumping" به فارسی
تلمبهزنی, تلمبه زنی بهترین ترجمه های "pumping" به فارسی هستند.
pumping
noun
verb
دستور زبان
Present participle of pump. [..]
-
تلمبهزنی
who, not being billeted at the pumps, had done little or nothing all day.
که چون به کار تلمبهزنی راه نداشتند تمام روز را بیکار یا با کار کم گذرانده بودند.
-
تلمبه زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pumping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pumping" با ترجمه به فارسی
-
پمپ جریان محوری
-
(برای تزریق سوخت به کاربوراتور هواپیما در مواقع اضطراری) تلمبه ی نوسانی
-
تلمبههای گرمایی · پمپهاي گرمايي
-
تلمبه ی مکشی · تلمبه ی مکنده
-
تفنگ دستکش
-
بالابر مایعات · تلمبه ی چاه · پمپ بالابر
-
(آبگونه را با تلمبه) بالا آوردن · (بنزین) زدن · (تایر و غیره را با تلمبه) باد کردن · (زنانه) کفش پاشنه بلند (بدون بند یا قلاب) · (عامیانه) قلب · (فوتبال امریکایی - بسکتبال) تظاهر به پاس دادن کردن 2 · (فیزیک) انرژی دادن (به ذرات اتمی یا الکترون های لیزر و غیره) 1 · (قلب) تپیدن · (معده) شستشو دادن · اطلاعات از کسی بیرون کشیدن 0 · بالا و پایین رفتن · بودجه دادن · تلمبه · تلمبه زدن · تکان دادن · جهش و واجهش کردن · راندن (خون) · روان کردن · زدن · ساعت · مورد پرسش قرار دادن · پمپ · پمپ کردن · پول زیاد صرف کاری کردن · کفش بی بند
-
لم پمپاژ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن