ترجمه "pumpkin" به فارسی

کدو حلوایی, کدو تنبل, کدو بهترین ترجمه های "pumpkin" به فارسی هستند.

pumpkin noun دستور زبان

A domesticated plant, Cucurbita pepo similar in growth pattern, foliage, flower, and fruit to the squash or melon. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کدو حلوایی

    plant

    On Halloween morning they woke to the delicious smell of baking pumpkin wafting through the corridors.

    صبح روز هالو وین دانشآموزان با بوی خوش کدو حلوایی از خواب بیدار شدند.

  • کدو تنبل

    noun

    fruit

    Mom you have over fed Rohan and turned him into a pumpkin.

    مامان انقدر به روهان دادی خورده که شده عین کدو تنبل

  • کدو

    noun

    On Halloween morning they woke to the delicious smell of baking pumpkin wafting through the corridors.

    صبح روز هالو وین دانشآموزان با بوی خوش کدو حلوایی از خواب بیدار شدند.

  • ترجمه های کمتر

    • (گیاه شناسی) بته ی کدو (Cucurbita pepo)
    • کدوی تنبل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pumpkin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pumpkin
+ اضافه کردن

"Pumpkin" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pumpkin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pumpkin"

عباراتی شبیه به "pumpkin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pumpkin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه