ترجمه "pumps" به فارسی
تلمبهها ترجمه "pumps" به فارسی است.
pumps
verb
noun
Plural form of pump. [..]
-
تلمبهها
that with all his pumps going he made straight for the nearest port to heave down and repair.
در حالی که تمام تلمبهها را به کار انداخته بوده مستقیم به نزدیکترین بندر برود تا لنگر بیندازد و کشتی را تعمیر کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pumps " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pumps" با ترجمه به فارسی
-
پمپ جریان محوری
-
(برای تزریق سوخت به کاربوراتور هواپیما در مواقع اضطراری) تلمبه ی نوسانی
-
تلمبههای گرمایی · پمپهاي گرمايي
-
تلمبه ی مکشی · تلمبه ی مکنده
-
تفنگ دستکش
-
بالابر مایعات · تلمبه ی چاه · پمپ بالابر
-
(آبگونه را با تلمبه) بالا آوردن · (بنزین) زدن · (تایر و غیره را با تلمبه) باد کردن · (زنانه) کفش پاشنه بلند (بدون بند یا قلاب) · (عامیانه) قلب · (فوتبال امریکایی - بسکتبال) تظاهر به پاس دادن کردن 2 · (فیزیک) انرژی دادن (به ذرات اتمی یا الکترون های لیزر و غیره) 1 · (قلب) تپیدن · (معده) شستشو دادن · اطلاعات از کسی بیرون کشیدن 0 · بالا و پایین رفتن · بودجه دادن · تلمبه · تلمبه زدن · تکان دادن · جهش و واجهش کردن · راندن (خون) · روان کردن · زدن · ساعت · مورد پرسش قرار دادن · پمپ · پمپ کردن · پول زیاد صرف کاری کردن · کفش بی بند
-
لم پمپاژ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن