ترجمه "puncheon" به فارسی
منگنه, الوار (که فقط یک طرف آن رنده شده است), بشکه ی آبجو یا شراب (به گنجایش 27 تا 021 گالن) بهترین ترجمه های "puncheon" به فارسی هستند.
puncheon
noun
دستور زبان
A figured stamp, die, or punch, used by goldsmiths, cutlers, etc. [..]
-
منگنه
-
الوار (که فقط یک طرف آن رنده شده است)
-
بشکه ی آبجو یا شراب (به گنجایش 27 تا 021 گالن)
-
ترجمه های کمتر
- تیر عمود
- مهر زرگری
- نقش افکن
- وسیله ی مهرزنی یا سوراخ کردن فلز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " puncheon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن