ترجمه "punctured" به فارسی

سوراخ شده ترجمه "punctured" به فارسی است.

punctured adjective verb

Simple past tense and past participle of puncture. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوراخ شده

    adjective

    Probably punctured his lungs, so we had to chase him down.

    احتمالا ريه اش سوراخ شده بود ، پس مجبور شديم. دنبالش کنيم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " punctured " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "punctured" با ترجمه به فارسی

  • (با سوزن یا چیز تیز) سوراخ کردن یا شدن · (تایر) پکیدن · (مجازی) غرور کسی را فرو نشاندن · آجیدن · انجیردن · باد فیس وافاده ی کسی را خالی کردن · خلاندن · دریدن · دریدگی · دم کسی را قیچی کردن · سوراخ · عمل سوراخ کردن · پنچر شدن یا کردن · پنچری · پکیدگی
  • پونکسیون کمری
اضافه کردن

ترجمه های "punctured" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه