ترجمه "puny" به فارسی
كوچك, ناچیز, نحیف بهترین ترجمه های "puny" به فارسی هستند.
puny
adjective
noun
دستور زبان
Of inferior size, strength or significance. [..]
-
كوچك
-
ناچیز
-
نحیف
About twelve o'clock that night was born a puny, seven months' child;
در حدود ساعت دوازده آن شب بچه ضعیف و نحیف هفت ماهه ای به دنیا آمد.
-
ترجمه های کمتر
- چلغوز
- فسقلی
- زبون
- ریزه پیزه
- لاغر مردنی
- کم ارزش
- کم اهمیت
- کم زور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " puny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "puny" با ترجمه به فارسی
-
ریزه میزگی · فسقلی بودن · کم زوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن