ترجمه "pup" به فارسی
توله, بچه, (گرگ و روباه و غیره) توله بهترین ترجمه های "pup" به فارسی هستند.
pup
verb
noun
دستور زبان
A young dog, wolf, fox, seal, shark and some other animals. [..]
-
توله
nounDoes the maw of a pup spur the same?
صدايِ گوزيدنِ توله سگ هم مثلِ صداي توئه ؟
-
بچه
nounYou know, some of the young'uns been saying your pup stood tall with a snitchin'boy.
میگن که توله سگت با یه بچه خبر چین بوده و تو دعوای در مدرسه کمکش کرده
-
(گرگ و روباه و غیره) توله
-
ترجمه های کمتر
- بچه سیل (seal)
- بچه نهنگ
- توله زاییدن
- توله سگ
- توله سگ (puppy هم می گویند)
- سگ توله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pup"
عباراتی شبیه به "pup" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به shelter tent
اضافه کردن مثال
اضافه کردن