ترجمه "pupil" به فارسی

مردمک, شاگرد, دانشجو بهترین ترجمه های "pupil" به فارسی هستند.

pupil noun دستور زبان

(anatomy) The hole in the middle of the iris of the eye, through which light passes to be focused on the retina. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مردمک

    noun

    the hole in the middle of the iris of the eye [..]

    Mitka's pupils were long, like a cat's, making his glance swift and elusive.

    مانند گربه، مردمک چشمش عمودی بود و همین نگاه او را گریزان و فریبکار جلوه میداد.

  • شاگرد

    noun

    learner [..]

    Well, I see a couple more new pupils back there.

    خوب ، ميبينم که چند تا شاگرد جديد اون پشت داريم.

  • دانشجو

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دانش آموز
    • مردمك
    • محصل
    • قرنيه
    • حدقه
    • شبكيه
    • ملتحمه
    • پلكها
    • آموزنده
    • (حقوق) مولی علیه
    • (چشم) مردمک (رجوع شود به تصویر eye)
    • دانش اموز
    • صغیر دارای قیم
    • عدسيهاي چشم
    • مردمک چشم
    • پلك سوم
    • چشمها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pupil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pupil
+ اضافه کردن

"Pupil" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pupil در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pupil"

عباراتی شبیه به "pupil" با ترجمه به فارسی

  • مردمك (چشم)
  • دانشآموزان · دانشجويان · دانشجویان
اضافه کردن

ترجمه های "pupil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه