ترجمه "purchasing" به فارسی

خرید, خریداری بهترین ترجمه های "purchasing" به فارسی هستند.

purchasing noun verb دستور زبان

Present participle of purchase. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرید

    noun

    The customer pays all wages, salaries, and commissions with his purchases.

    مشـتـری حـقوق و دستمزد ما و حقالعملها را با خرید کردن خودش میپردازد.

  • خریداری

    acquisition of goods or services by fiduciary exchange

    One could purchase dresses and chessboards, or meat or books in a dozen different languages.

    انسان میتوانست البسه، بازی شطرنج، گوشت یا انواع کتاب به ده زبان مختلف را در آنجا خریداری کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " purchasing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "purchasing" با ترجمه به فارسی

  • بهای تمام شده کالای خریداری شده
  • (با زحمت یا فداکاری و غیره) به دست آوردن · (حقوق) شرا · (نادر) درآمد · (کشتیرانی) رجوع شود به tackle · ابتیاع · ابتیاع کردن · انتقال قانونی ملک که ناشی از ارث نباشد · بازار · بازده · تکیه گاه · جادست · جاپا · خريد · خريدن · خرید · خریداری کردن · خریدن · دستگیره · چیز خریداری شده · کسب کردن
  • تشکیلات خرید، سازمان خرید
  • برابری قدرت خرید
  • خرید سهام
  • سفارش خرید
  • پیش خرید، خرید سلف
  • قدرت خرید
اضافه کردن

ترجمه های "purchasing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه