ترجمه "purgatory" به فارسی

برزخ, دوزخ, جهنم بهترین ترجمه های "purgatory" به فارسی هستند.

purgatory adjective noun دستور زبان

(theology) In Catholicism, the stage of the afterlife where souls suffer for their sins before they can enter heaven [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برزخ

    noun

    برزخ (مسیحیت)

    So the angels went down into purgatory and lifted Azrael up to heaven.

    براي همين فرشته ها ميرن به برزخ و عزرائيل رو ميکشن بالا به بهشت

  • دوزخ

    proper

    purgatory, paradise lost and helter skelter

    دوزخ ، بهشت گمشده و هرج و مرج را ميخونند

  • جهنم

    proper

    You deserve ten thousand years out of purgatory.

    شما استحقاقش را دارید که تا ده هزار سال خارج از جهنم باشید.

  • ترجمه های کمتر

    • اعراف
    • آزارگاه
    • پالایشی
    • (بیشتر با P بزرگ) برزخ
    • (مجازی) محل تنبیه یا ندامت
    • وسیله تطهیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " purgatory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Purgatory proper

( Christianity) The supposed extra-biblical location of a Christian's soul's purging of sin prior to admission to Heaven.

+ اضافه کردن

"Purgatory" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Purgatory در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "purgatory" با ترجمه به فارسی

  • (از گناه) پاک کننده · توبه آمیز · وابسته به برزخ
اضافه کردن

ترجمه های "purgatory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه