ترجمه "purity" به فارسی

خلوص, پاکی, عفت بهترین ترجمه های "purity" به فارسی هستند.

purity noun دستور زبان

The state or degree of being pure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلوص

    the state of being pure

    The strange thing, on looking back, was the purity, the integrity, of her feeling for Sally.

    چیز عجیب، حالا که به گذشته نگاه میکرد، خلوص، صداقت احساسش به سلی بود.

  • پاکی

    Such men are of all the least capable of understanding heroism and purity.

    از همهٔ مردم جهان، آنها کسانی هستند که قهرمانی و خاصه پاکی را کمتر درک میکنند.

  • عفت

    noun

    Roberta had been the soul of truth and purity, in so far asshe knew.

    در کنار دریاچه کرام، مظهر مجسم عفت و راستگوئی بوده است.

  • ترجمه های کمتر

    • تقدس
    • پاکیزگی
    • نابی
    • سارایی
    • مطهری
    • ناخالصي
    • پاكدامني
    • معصومیت
    • تمیزی
    • تزکیه
    • اصالت
    • احترام
    • افتخار
    • (رنگ) آمیخته نبودن با سفید
    • (زبان و سبک نگارش و غیره) سرگی
    • (صدا) صافی
    • آویژه ای
    • بی آمیغی
    • بی غشی
    • بیژه ای
    • یکدست بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " purity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Purity proper

A female given name from the virtue purity.

+ اضافه کردن

"Purity" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Purity در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "purity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه