ترجمه "purlieu" به فارسی
توابع, حومه, میعادگاه بهترین ترجمه های "purlieu" به فارسی هستند.
purlieu
noun
دستور زبان
(historical) The ground on the edges of a forest, especially when partly subject to the same forest laws concerning game hunting etc. [..]
-
توابع
noun -
حومه
-
میعادگاه
-
ترجمه های کمتر
- پاتوق
- دوروبر
- حوالی
- (جمع) بخش دور افتاده
- (جمع) حدود و ثغور
- (در اصل) بخش دور افتاده ی جنگل (که از مقررات جنگلبانی معاف و به مالکان خصوصی عودت داده شده بود)
- اطراف
- بخش خارج از شهر
- حول و حوش
- حول وحوش
- محدوده ها
- محل تردد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " purlieu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "purlieu" با ترجمه به فارسی
-
استراحتگاه · حد · دیدارگان · مرز · مکان جا · گردشگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن