ترجمه "push button" به فارسی
شستی, آنچه که با فشار دادن دکمه به کار می افتد, دکمه ای بهترین ترجمه های "push button" به فارسی هستند.
push button
noun
A standard Windows control that initiates a command. [..]
-
شستی
-
آنچه که با فشار دادن دکمه به کار می افتد
-
دکمه ای
Did you know about the push-button phone working with the landline?
تو میدونستی که اون تلفن دکمه ای با سیم تلفن کار میکنه ؟
-
دکمه فشاری
A standard Windows control that initiates a command.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " push button " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "push button" با ترجمه به فارسی
-
یراشف همکد هرامش اب نفلت
-
خودکار · دکمه ای · شستی · وابسته به فشار دادن دکمه
-
خودکار · دکمه ای · شستی · وابسته به فشار دادن دکمه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن