ترجمه "pusher" به فارسی
پررو, (خودمانی)فروشنده ی مواد مخدر, (شخص یا چیز) فشارآور بهترین ترجمه های "pusher" به فارسی هستند.
pusher
noun
دستور زبان
That which pushes. [..]
-
پررو
-
(خودمانی)فروشنده ی مواد مخدر
-
(شخص یا چیز) فشارآور
-
ترجمه های کمتر
- (عامیانه) سمج
- (هواپیما) دارای ملخ در عقب موتور
- منفعت طلب
- هل دهنده
- واروملخ (pusher airplane هم می گویند)
- کالسکه بچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pusher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pusher"
عباراتی شبیه به "pusher" با ترجمه به فارسی
-
داروساز · داروفروش · داروگر
-
(عامیانه) میرزا قلمدان · منشی · میرزا بنویس
-
(زنانه) شلوار پاچه باریک (که تا بالای قوزک می رسد)
-
(امریکا - خودمانی - تداعی منفی) کارمند سفارت · دیپلمات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن