ترجمه "pustule" به فارسی

جوش, چرکدانه, کورک بهترین ترجمه های "pustule" به فارسی هستند.

pustule noun دستور زبان

A small accumulation of pus in the epidermis or dermis. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوش

    noun

    I don't know how you get pustules from any of those.

    نمي فهمم چطوري از اونا جوش به وجود مياد

  • چرکدانه

  • کورک

  • ترجمه های کمتر

    • برجستگی پوست
    • تاول چرکی
    • جوش چرکدار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pustule " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pustule"

عباراتی شبیه به "pustule" با ترجمه به فارسی

  • موجب به وجود آمدن کورک یا دمل · کورک زا
  • تاول چرکی در آوردن · تبدیل به کورک شدن · پوشیده از کورک
  • بثوری · کورک دار · کورکی
  • تولیدبثورات پوست · پیدایش کورک
اضافه کردن

ترجمه های "pustule" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه