ترجمه "put through" به فارسی

انجام دادن, به نتیجه رساندن, تکميل کردن بهترین ترجمه های "put through" به فارسی هستند.

put through verb دستور زبان

(idiomatic) (telephoning, transitive) to connect [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انجام دادن

    verb
  • به نتیجه رساندن

    verb
  • تکميل کردن

    To bring something to fulfilment.

  • پی گیری کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " put through " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "put through" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "put through" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه