ترجمه "put up" به فارسی
امکان داشتن, ایستادگی کردن, جلو آمدن بهترین ترجمه های "put up" به فارسی هستند.
put up
adjective
verb
دستور زبان
(transitive) To place in a high location. [..]
-
امکان داشتن
verb -
ایستادگی کردن
verb -
جلو آمدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- حلب کردن
- خانه نشین شدن
- قدرت داشتن
- منتظر شدن
- منزل کردن
- منزل گزیدن
- وفا کردن
- کاندید کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " put up " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "put up" با ترجمه به فارسی
-
تحریک کردن کسی به انجام کاری · ترغیب کردن کسی به انجام کاری · تشویق کردن کسی به انجام کاری
-
(عامیانه) مخفیانه طرح شده
-
تحمل کردن · مدارا کردن
-
(عامیانه) مخفیانه طرح شده
-
تحمل کردن · مدارا کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن