ترجمه "putter" به فارسی
(بازی گلف), (شخص یا ابزار) گذارنده, (معمولا با: around یا with یا along) ور رفتن بهترین ترجمه های "putter" به فارسی هستند.
putter
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To be active, but not excessively busy, at a task or a series of tasks. [..]
-
(بازی گلف)
-
(شخص یا ابزار) گذارنده
-
(معمولا با: around یا with یا along) ور رفتن
-
ترجمه های کمتر
- شیطنت کردن
- قرار دهنده (رجوع شود به put)
- ور رفتن
- وقت تلف کردن
- ول گشتن
- پرسه زدن
- چوگان فلزی (برای راندن گوی به سوراخ)
- کسی که این چوگان را می زند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " putter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "putter"
عباراتی شبیه به "putter" با ترجمه به فارسی
-
پرتابگر وزنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن