ترجمه "PuTTY" به فارسی
برنامه PuTTY, زاماسکه, سرنج بهترین ترجمه های "PuTTY" به فارسی هستند.
PuTTY
-
برنامه PuTTY
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " PuTTY " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
putty
adjective
verb
noun
دستور زبان
Of, pertaining to, or resembling putty. [..]
-
زاماسکه
a form of cement
-
سرنج
noun -
بتونه
There was a ladder against the greenhouse, and little lumps of putty stuck about
یک نردبان کنار گلخانه گذاشته بودند و بتونه و وسایل بنایی در گوشه و کنار ریخته بود،
-
ترجمه های کمتر
- زاموسقه
- روکش
- (برای درزگیری و چسباندن شیشه به پنجره و غیره) زاماسکه
- (گچ کاری) روکار
- (گچ کاری) روکش کردن
- آستر (رنگ)
- بتونه کاری کردن
- رجوع شود به putty power
- زاماسکه زدن
- سرنج مالیدن
تصاویر با "PuTTY"
عباراتی شبیه به "PuTTY" با ترجمه به فارسی
-
گرد جلا (برای برق انداختن شیشه و فلز)
-
گل پلاستیکی (ماده ی گل مانند از سیلیکون و الکل متیل که بچه ها برای بازی آن را به شکل های مختلف در می آورند)
-
چاقوی بتونه کاری · کاردک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن