ترجمه "quadruplicate" به فارسی
چهاربرابر, (ریاضی) به توان چهار, هر یک از چهارنسخه بهترین ترجمه های "quadruplicate" به فارسی هستند.
quadruplicate
adjective
verb
noun
دستور زبان
having four parts [..]
-
چهاربرابر
adjective -
(ریاضی) به توان چهار
-
هر یک از چهارنسخه
-
ترجمه های کمتر
- چهار برابر
- چهار نسخه (از چیزی) برداشتن
- چهار نسخه ای کردن
- چهارمین روگرفت
- چهارمین نسخه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quadruplicate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "quadruplicate" با ترجمه به فارسی
-
چهاربرابری
-
(ریاضی) چارگان · (موسیقی) چهار ضربی · چهار بخشی · چهار برابر · چهار برابر کردن یا شدن · چهار جزئی · چهار مرتبه · چهاربرابر · چهارتایی · چهارگانه
-
تهیه چیزی درچهارنسخه · چهاربرابرسازی
-
(ریاضی) چارگان · (موسیقی) چهار ضربی · چهار بخشی · چهار برابر · چهار برابر کردن یا شدن · چهار جزئی · چهار مرتبه · چهاربرابر · چهارتایی · چهارگانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن