ترجمه "qualification" به فارسی

شرط, توصیف, صلاحیت بهترین ترجمه های "qualification" به فارسی هستند.

qualification noun دستور زبان

The act or process of qualifying. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرط

    noun
  • توصیف

    noun

    with all the qualifications requisite to make one

    تا بتواند سردار دلیری را با همهی خصال برجستهای که درخور نام و آوازهی او است توصیف کند

  • صلاحیت

    noun

    I have nothing to do, no qualifications for anything.

    من هیچ کاری برای انجام و صلاحیت انجام هیچ کاری را هم نداشتم.

  • ترجمه های کمتر

    • شرایط
    • شایستگی
    • صلاحيت
    • لیاقت
    • مدرک
    • قید
    • زاب
    • سزندگی
    • خصیصه
    • ویژگی
    • صفت
    • پیش نیاز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " qualification " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Qualification
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرایط و مشخصات مورد انتظار

عباراتی شبیه به "qualification" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "qualification" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه