ترجمه "qualified" به فارسی
دارای قید و شرط, در مضیقه, سزنده بهترین ترجمه های "qualified" به فارسی هستند.
qualified
adjective
verb
دستور زبان
Meeting the standards, requirements, and training for a position. [..]
-
دارای قید و شرط
-
در مضیقه
adjective -
سزنده
-
ترجمه های کمتر
- شایسته
- صلاحیت دار
- مشروط
- واجد شرایط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " qualified " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Qualified
-
واجد شرایط
Qualified men are appointed to serve as “shepherds and teachers,” with a view to building up the congregation.
مردانی واجد شرایط در حکم «شبانان و معلّمان» منصوب شدهاند تا جماعت را بنا کنند.
عباراتی شبیه به "qualified" با ترجمه به فارسی
-
طیارش لباق صخش
-
)یب ما ویک( رکیدم مز ال طيارش یاراد )صخش( عفنيذ
-
واجد شرایط
-
محدود
-
(دستور زبان) چونی نما · (شخص یا چیز) واجد شرایط · (مسابقه) برگزیده برای دور بعد · به درد بخور · راه یافته به دوره ی بعد · زاب واژه · سزنده · شایسته · وابسته ی وصفی
-
)رکیدم مز ال طيارش یاراد )صخش( عفنيذ( یب ما ویک
-
بی صلاحیت، فاقد صلاحیت، غیر موهل، ناشایسته
-
هديزگرب طیارش لباق داهن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن