ترجمه "qualifying" به فارسی
محدود ترجمه "qualifying" به فارسی است.
qualifying
noun
verb
دستور زبان
Present participle of qualify. [..]
-
محدود
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " qualifying " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "qualifying" با ترجمه به فارسی
-
طیارش لباق صخش
-
واجد شرایط
-
)یب ما ویک( رکیدم مز ال طيارش یاراد )صخش( عفنيذ
-
واجد شرایط
-
دارای قید و شرط · در مضیقه · سزنده · شایسته · صلاحیت دار · مشروط · واجد شرایط
-
(دستور زبان) چونی نما · (شخص یا چیز) واجد شرایط · (مسابقه) برگزیده برای دور بعد · به درد بخور · راه یافته به دوره ی بعد · زاب واژه · سزنده · شایسته · وابسته ی وصفی
-
)رکیدم مز ال طيارش یاراد )صخش( عفنيذ( یب ما ویک
-
بی صلاحیت، فاقد صلاحیت، غیر موهل، ناشایسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن