ترجمه "quarried" به فارسی
ازکان کنده شده, دارای کان های سنگ, سنگ دار بهترین ترجمه های "quarried" به فارسی هستند.
quarried
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of quarry. [..]
-
ازکان کنده شده
-
دارای کان های سنگ
-
سنگ دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quarried " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "quarried" با ترجمه به فارسی
-
(حیوانی که مورد شکار است - به ویژه با سگ تازی یا قوش و غیره) فریسه · (سنگ) برهیختن · (قطعه ی شیشه یا آجرکاشی و غیره) چهارگوش · توده انباشته · جسته · دستخوش · سنگ استخراج کردن · شكار · شکار · صید · طعمه · قربانی · لوزی · مربع · معدن · معدن سنگ · هدف · هر چیز مورد تعقیب · چشته · کان
-
(حیوانی که مورد شکار است - به ویژه با سگ تازی یا قوش و غیره) فریسه · (سنگ) برهیختن · (قطعه ی شیشه یا آجرکاشی و غیره) چهارگوش · توده انباشته · جسته · دستخوش · سنگ استخراج کردن · شكار · شکار · صید · طعمه · قربانی · لوزی · مربع · معدن · معدن سنگ · هدف · هر چیز مورد تعقیب · چشته · کان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن