ترجمه "quarry" به فارسی
معدن سنگ, شکار, طعمه بهترین ترجمه های "quarry" به فارسی هستند.
quarry
verb
noun
دستور زبان
A site for mining stone, limestone or slate. [..]
-
معدن سنگ
nounplace from which dimension stone, rock, construction aggregate etc. has been excavated from the ground
Switch my dental records and let's get my car to the quarry.
پرونده دندانپزشکي ام رو عوض کن و بيا ماشينم رو ببريم به معدن سنگ.
-
شکار
nounBut Daniel Cooper, with the instincts of a hunter, sensed that his quarry had escaped.
ولی کوپر با شم جستجوگر خود احساس میکرد که شکار از دام گریخته است.
-
طعمه
nounYou intended for us to track you to the quarry.
تو ميخواستي که تا پيش طعمه ردت رو بگيريم.
-
ترجمه های کمتر
- شكار
- معدن
- کان
- قربانی
- هدف
- لوزی
- چشته
- مربع
- صید
- دستخوش
- جسته
- (حیوانی که مورد شکار است - به ویژه با سگ تازی یا قوش و غیره) فریسه
- (سنگ) برهیختن
- (قطعه ی شیشه یا آجرکاشی و غیره) چهارگوش
- توده انباشته
- سنگ استخراج کردن
- هر چیز مورد تعقیب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quarry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "quarry"
عباراتی شبیه به "quarry" با ترجمه به فارسی
-
ازکان کنده شده · دارای کان های سنگ · سنگ دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن