ترجمه "quarterback" به فارسی

کوارتربک, کوارتریک, (در فوتبال آمریکایی) بازیکنی که پاس آغاز حمله را بدهد، بازی ساز، توپ پخش کن خط میانی بهترین ترجمه های "quarterback" به فارسی هستند.

quarterback verb noun دستور زبان

(American football) an offensive back whose primary job is to pass the ball in a play [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوارتربک

    position in gridiron football

    I hear a quarterback is a good thing to have.

    شنیدم که یک کوارتربک خوبه که داشته باشیم

  • کوارتریک

  • (در فوتبال آمریکایی) بازیکنی که پاس آغاز حمله را بدهد، بازی ساز، توپ پخش کن خط میانی

  • ترجمه های کمتر

    • (فوتبال امریکایی)
    • (مجازی) رهبری کردن
    • به عنوان رئیس تیم حمله عمل کردن
    • توپ پران
    • رئیس تیم حمله
    • سرپرستی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " quarterback " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "quarterback" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا) کسی که بعد از پایان کار از نحوه ی انجام آن خرده گیری می کند · کسی که در کنار می نشیند و انتقاد می کند (به ویژه وقتی کاراز کار گذشته است)
اضافه کردن

ترجمه های "quarterback" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه