ترجمه "questionable" به فارسی
مشکوک, سؤالبرانگیز, نامعین بهترین ترجمه های "questionable" به فارسی هستند.
questionable
adjective
دستور زبان
Inviting questions; inviting inquiry. [..]
-
مشکوک
adjectiveIf I get stopped, people are gonna ask questions.
اگه جلومو بگيرن ، مردم بهم مشکوک مي شن
-
سؤالبرانگیز
problematic; open to doubt or challenge
Are we tempted in the area of questionable entertainment?
آیا گاهی به انجام تفریحات سؤالبرانگیز اغوا میشویم؟
-
نامعین
-
ترجمه های کمتر
- نامعلوم
- (از نظر اخلاقی) مورد سوظن
- سوظن آفرین
- غیرقابل اعتماد
- قابل بحث
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " questionable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "questionable" با ترجمه به فارسی
-
به مبارزه طلبیدن · دعوا کردن · مبارزه کردن با · مخالفت کردن با
-
سئوال
-
(کسی که عقاید و انگیزه ها و اعمال خود را مرتبا مورد پرسش قرار می دهد) خودسنج
-
پرسش بدیهی (مثلا: کیست که به آب نیاز نداشته باشد?) · پرسش بی نیاز به پاسخ
-
دیر یا زود
-
سوالات بسته
-
کوکشم یگتسشنزاب
-
استفسار · شکاک · مربوط به اندیشه · پی جو · کم باور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن