ترجمه "questioning" به فارسی

استفسار, شکاک, مربوط به اندیشه بهترین ترجمه های "questioning" به فارسی هستند.

questioning noun adjective verb دستور زبان

The action of asking questions; a survey; an inquiry. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استفسار

    noun

    he made a gesture with his hand, as if to waive away a question of so little importance.

    و هنگام یکه وی قیمت ویلا را استفسار نمود دست خود را با بیاعتنائی بلند کرد

  • شکاک

    adjective
  • مربوط به اندیشه

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • پی جو
    • کم باور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " questioning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "questioning" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "questioning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه