ترجمه "quid" به فارسی
عوض, نشخوار, تعمق بهترین ترجمه های "quid" به فارسی هستند.
quid
verb
noun
دستور زبان
The inherent nature of something. [..]
-
عوض
nounOur relationship would be more quid pro quo.
ولی رابطه ی کاری ـه ما بیشتر معامله ای و در عوض چیزیه
-
نشخوار
noun -
تعمق
noun
-
ترجمه های کمتر
- تفکر
- (انگلیس - عامیانه) یک پوند
- تکه (به ویژه تکه ی تنباکوی به هم فشرده که در دهان می جوند)
- لقمه جویده
- یک لیره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "quid" با ترجمه به فارسی
-
گروکشی
-
(لاتین : چیز سوم) هر چیز نامعلوم یا غیر قابل رده بندی · امر ثالث
-
(لاتین) · برابر · تلافی · جانشین · عمل به مثل · عمل متقابل · عوض
اضافه کردن مثال
اضافه کردن