ترجمه "quicky" به فارسی
چیزیکه بسرعت انجام شود ترجمه "quicky" به فارسی است.
quicky
noun
دستور زبان
Alternative spelling of quickie. [..]
-
چیزیکه بسرعت انجام شود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quicky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "quicky" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) · باشتاب · بی معطلی · سکس سریع · عجولانه · فوری · فیلم سینمایی که ارزان و باشتاب تهیه شده · مشروب الکلی که تند نوشیده شود · هر چیزی که به تندی انجام شود: تند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن