ترجمه "quiescency" به فارسی

رکود, سکون, کمون بهترین ترجمه های "quiescency" به فارسی هستند.

quiescency noun دستور زبان

Quiescence: the state of being quiescent, or at rest [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رکود

    noun
  • سکون

    noun

    the more absolute her superiority, the deeper would have been my admiration the more truly tranquil my quiescence.

    هر چه برتری او بر من خالصتر میشد تحسین من از او افزایش مییافت و زندگی خود را با آرامش و سکون بیشتری میگذراندم.

  • کمون

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " quiescency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "quiescency" با ترجمه به فارسی

  • بی حرکتی · جزم · خاموشی · خموشی · رکود · سکون · کمون
  • استراحت (آرامش)
  • بی حرکتی · جزم · خاموشی · خموشی · رکود · سکون · کمون
اضافه کردن

ترجمه های "quiescency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه