ترجمه "quorum" به فارسی
حد نصاب, حدنصاب, سرآمدان بهترین ترجمه های "quorum" به فارسی هستند.
quorum
noun
دستور زبان
The minimum number of members required for a group to officially conduct business and to cast votes, often but not necessarily a majority or supermajority. [..]
-
حد نصاب
nounminimum number of members required
You can observe quorum sensing in action in this movie,
شما می توانید سنجش حد نصاب را در این ویديو ببینید،
-
حدنصاب
There wasn't a quorum present.
حدنصاب حاضرين رعايت نشد.
-
سرآمدان
-
ترجمه های کمتر
- (برای رسمیت دادن به جلسه و غیره) حداقل اعضای لازم
- (در اصل) تعداد امنای صلح لازم در جلسات دادگاه های انگلیس
- گروه نخبگان
- گل های سرسبد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quorum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Quorum
-
حد نصاب- نصاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن