ترجمه "quota" به فارسی
سهم, سهمیه, آورش بهترین ترجمه های "quota" به فارسی هستند.
quota
noun
دستور زبان
A proportional part or share; the share or proportion assigned to each in a division. [..]
-
سهم
nounThere's my daily quota for death threats.
اينم سهم امروز تهديد به مرگ هاي من بود
-
سهمیه
nounAs you know, our business involves a high quota of highly sensitive testing.
همانطور که می دانید ، کسب و کار ما شامل سهمیه بالا تست بسیار حساس است.
-
آورش
-
ترجمه های کمتر
- حصه
- دانگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quota " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Quota
-
سقف ، سهمیه
عباراتی شبیه به "quota" با ترجمه به فارسی
-
سهمیههای وارداتی
-
سهمیه نیروی انسانی
-
سهمیه واردات
-
سقف واردات- سهمیه واردات
-
قرارداد اتکایی مشارکت
-
سهمیهبندی تولید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن