ترجمه "rabbi" به فارسی

خاخام, ربی, رابی بهترین ترجمه های "rabbi" به فارسی هستند.

rabbi noun دستور زبان

A Jewish spiritual teacher. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاخام

    noun

    Jewish scholar or teacher [..]

    Be prepared to wake up one day with a rabbi.

    آماده شو يه روز با يه خاخام بيدار بشي.

  • ربی

    Jewish scholar or teacher [..]

  • رابی

  • ترجمه های کمتر

    • پارتی
    • (خودمانی) دوست یا خویشاوند با نفوذ
    • (یهودیت) دانشمند و آموزگار شرعیات
    • پشت و پناه
    • یدوهي ملاع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rabbi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rabbi noun

a Hebrew title of respect for a Jewish scholar or teacher

+ اضافه کردن

"Rabbi" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rabbi در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rabbi"

اضافه کردن

ترجمه های "rabbi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه