ترجمه "rad" به فارسی
راد, رادیان, رادیکال بهترین ترجمه های "rad" به فارسی هستند.
rad
adjective
noun
دستور زبان
(slang) excellent, short for radical [..]
-
راد
adjectivedeprecated unit of absorbed radiation dose
that can take three millions rads of radiation.
می تواند ۳ میلیون راد (واحد اندازه گیری تشعشع) را بگیرد.
-
رادیان
-
رادیکال
-
ترجمه های کمتر
- شعاع
- سرچشمه
- ریشه
- اصل
- (فیزیک - یکان سنجش میزان جذب تابشگری) راد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
RAD
abbreviation
Initialism of [i]Rapid Application Development[/i]. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"RAD" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای RAD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rad" با ترجمه به فارسی
-
جمال کریمیراد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن