ترجمه "radar" به فارسی

رادار, (مخفف : radio detecting and ranging) رادار بهترین ترجمه های "radar" به فارسی هستند.

radar verb noun دستور زبان

(uncountable) A method of detecting distant objects and determining their position, velocity, or other characteristics by analysis of sent radio waves (usually microwaves) reflected from their surfaces [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رادار

    noun

    method of detecting distant objects [..]

    And if you're a radar, that's a really bad job.

    و اگر شما رادار باشید، این شغل خیلی بدی است.

  • (مخفف : radio detecting and ranging) رادار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " radar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Radar
+ اضافه کردن

"Radar" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Radar در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

RADAR Acronym

Abbreviation of [i]radio detection and ranging[/i].

+ اضافه کردن

"RADAR" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای RADAR در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "radar"

عباراتی شبیه به "radar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "radar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه