ترجمه "raddled" به فارسی

نحیف, اشتباه شده, رام نشده بهترین ترجمه های "raddled" به فارسی هستند.

raddled adjective دستور زبان

Worn-out and broken-down. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نحیف

    adjective
  • اشتباه شده

  • رام نشده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • شکسته شده
    • پوشیده شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " raddled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "raddled" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به interweave · رجوع شود به ruddle · گل قرمز
اضافه کردن

ترجمه های "raddled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه