ترجمه "radiance" به فارسی

پرتو, تشعشع, فروغ بهترین ترجمه های "radiance" به فارسی هستند.

radiance noun دستور زبان

(physics) the flux of radiation emitted per unit solid angle in a given direction by a unit area of a source [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرتو

    noun

    He was steeped in the gentle radiance of its life.

    پرتو نرم این زندگی او را در خود فرو میگرفت.

  • تشعشع

    noun

    Their radiance casts a gleam of purple over their suite.

    تشعشع این روساء، اطرافیان را نیز ارغوانی رنگ میکند.

  • فروغ

    noun

    but there was such a radiance of joy in him that Louisa asked what was the matter.

    چنان فروغ شادی از او میتراوید، که لوئی زا پرسید چه چیز تازه روی نموده است؟

  • ترجمه های کمتر

    • تابندگی
    • درخشش
    • تابش
    • رخشندگی
    • رخش
    • شید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " radiance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Radiance
+ اضافه کردن

"Radiance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Radiance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "radiance" با ترجمه به فارسی

  • تابش · تابندگی · تشعشع · فروغ · پرتو
اضافه کردن

ترجمه های "radiance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه