ترجمه "radiant" به فارسی

تابناک, درخشنده, تابان بهترین ترجمه های "radiant" به فارسی هستند.

radiant adjective noun دستور زبان

Radiating light and/or heat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابناک

    adjective

    beaming with vivacity and happiness [..]

    Now, go on and show them what a radiant pig can do.

    حالا ، برو بهشون نشون بده که يه خوک تابناک چي کار مي تونه بکنه.

  • درخشنده

    adjective

    beaming with vivacity and happiness

    I have never seen you look more radiant.

    هيچوقت نديدم که درخشنده تر از اين به نظر بياين

  • تابان

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • درخشان
    • نورانی
    • فروزان
    • تابشی
    • تابنده
    • پرتوافکن
    • رخشنده
    • ساطع
    • رخشا
    • شهابزا
    • پرتاوی
    • پرشید
    • شعاعی
    • شاخدار
    • پرنور
    • نورافشان
    • (نجوم) منبع شهاب ها
    • شاد و خرم
    • شهاب چشمه
    • منبع نور
    • پر طراوت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " radiant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "radiant" با ترجمه به فارسی

  • انرژی تشعشعی · کارمایه ی تابشی (مانند انرژی گرما یا نور یا اشعه ی ایکس) و کارمایه ی موجی
  • شدت تابش
  • (میزان عبور انرژی تابشی از محل خاص) رخش گذری
  • ویکیپدیا:خنک سازی تابشی
  • (شیوه ی گرم کردن اتاق و غیره) گرمسازی تابشی · گرمایش تابشی
اضافه کردن

ترجمه های "radiant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه