ترجمه "radio-" به فارسی
با کارمایه ی رخشی [radiothermy], باانرژی موجی, تابشگر بهترین ترجمه های "radio-" به فارسی هستند.
radio-
Prefix
radiation [..]
-
با کارمایه ی رخشی [radiothermy]
-
باانرژی موجی
-
تابشگر
-
ترجمه های کمتر
- تشعشعی
- رادیو
- رادیویی [radiotelegraph]
- رخشی [radiotherapy]
- شعاع مانند
- شعاعی
- پرتوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radio- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "radio-" با ترجمه به فارسی
-
رادیوی ماهوارهای
-
رادیوی ساعت دار (که می توان روشن و خاموش شدن آنرا با ساعت تنظیم کرد)
-
موج رادیو · موج رادیویی
-
آر اف آی دی · سامانه بازشناسی با امواج رادیویی
-
(کهکشانی که امواج رادیویی قوی تر از حد معمول ساطع می کند) کهکشان رخش افکن · کهکشان پرتوزا
-
میزان کننده · گیرنده رادیو
-
رادیو ماریجا
-
سخنپراکنی (رادیو)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن