ترجمه "radioactive" به فارسی
رادیو اکتیو, پرتوزا, تابشگر بهترین ترجمه های "radioactive" به فارسی هستند.
radioactive
adjective
دستور زبان
Exhibiting radioactivity. [..]
-
رادیو اکتیو
adjectivethat uses a radioactive tracer
که از یک نشانگر رادیو اکتیو بهره میبره
-
پرتوزا
adjectiveThe birch had taken up the radioactive gas.
توس گاز پرتوزا را بالا کشیده بود.
-
تابشگر
-
ترجمه های کمتر
- رخششی
- رخشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radioactive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "radioactive" با ترجمه به فارسی
-
آلودگيزدايي راديواكتيو (خاك)
-
ايزوتوپهاي راديواكتيو · رادیوایزوتوپها · نوكليدهاي راديواكتيو
-
آنالیز ایزوتوپ · رديابهاي پرتوزا · فنون ردیابی · نشاندارسازی ايزوتوپ
-
آلايندههاي رادیواکتیو · آلایندههای پرتوزا · باران راديواكتيو
-
(تعیین قدمت سنگواره و استخوان و اشیا و غیره از راه سنجش میزان واپاشی ایزتوپ های تابگشر آن) سال سنجی رخشی
-
تابش · رادیو اکتیویته · رادیواکتیویته · واپاشی هسته ای · واپاشی هستهای · پرتو افشانی · پرتوزایی
-
آلايندههاي رادیواکتیو · آلایندههای پرتوزا · باران راديواكتيو
-
آلایش هستهای · آلودگي راديواكتيو · آلودگی پرتوزا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن